صبح امروزدر خاورمیانههمه را به خط کردندپدربزرگی اسطوره را کوک زدهدر جیب دیگرش تاریخ و تمدن و ترانهمادربزرگ پیچههای لالایی بودار با لایهی دلواپسی پیوستههمراه اضطرابی بیپایان نهفته در قلب!فرزندِ بیمناک،نقشهی آینده را در هزار توی کولهیِ رویاهایش کوله پشتی مجروح با مملو از مولفههای زماننبیره،بین خطوط موازی،نُتِ سرود رهایی در کیف تنهایی دست به دست گردانده!زنِمتهم به زیباییمتهم به مهرمتهم به پرورش نور در بالاخانههای تاریک شبانه متهم به اختفای عشقهای آتشین در مشتهای عرق کردهبا پروندههای قطورِ زایش و زندگی!مردمتهم است به پنهانکاری کیسهای بذر اصلاح شده،دوشیزهایبا کتانی لجدارمتهم است به حرکت، شتاب، سرعتهمه را به خط کردندهرکس که رویایی در چمدان داشتیا لبخندی پنهان در کیفیا رد آوازی قدیمی،منقوش بر زبانهر کسی که مشکوک به حرکات موزون بودیا آرزوهای جاساز شده در یقهی تنپوش داشتیا شعری در دهان مزه کرده،شیرین و شور و گساختفای عشقی ممنوعدر پستوهای دلهره و تپش بیگاه حین سکوتهای همپیماندر خطوطی موازی منتهی به خطی قرمزبه ستون یک همه را به خط کردند!سردادن دستهجمعی ترانهی شیرین محلیبرابر تعداد بیشمار سربازان امنیتبرای بازرسی چشمان مشکوکهمه را به خط کردنددستهای که میتوانستند،لبهایی که میخندیدند،دلهای که ممکن بود امیدوار باشند،همه را به خط کردند!قامتهای هنوز استوارزبانهای بی لکنتقدمهای محکمِ پیوستهمغزهای که فکر میکردند، هنوز فکر میکنندهمه را به خط کردنداندیشهای که در اندیشه بوددستهای پژوهشگری که هنوزگرم بودندهمه و همه راامروز در خاورمیانهمباداآزادی از درگاه پایانی خارج شود!ع.الف.جانوند 17 -9 – 1398 اندیشه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: باربد نصیری
تاريخ: دوشنبه
10 بهمن
1401 ساعت: 18:14